Posted by: mhaghnazar | November 8, 2009

شايد روزي بتوانم بنويسم

سلام

من مستانه هستم، باورم نميشه دارم چيزي مينوسيم. نميدونيد چقدر از نوشتن بدم مياد بخلاف پيام (شوهرم) كه هميشه داره مينويسه. دارم سعي ميكنم از طريق وبلاگ نويسي خودم به نوشتن عادت بدم. اميدوارم بتونم تا آخرش برم.

اين شروع رو هم مديون دوستام و همكارام حميده، مينا و هانيه هستم (ممنون از همه تون).امروز مينا هم به جمع نويسندگان وبلاگ پيوست، نوشته اون منو خيلي تحت تاثير قرار داد. براي همين تصميم گرفتم منم بنويسم. اميدوارم هميشه چيزي براي نوشتن داشته باشم.

Advertisement

Responses

  1. خواهش مي‌كنم من كه كاري نكردم. زحمت كشيديد تشريف آورديد
    دخول شما رو هم به اين عرصه تبريكات مي‌كنم

    • از تو هم ممنون
      همه تون دوست دارم زیاد

  2. خوش اومدي عزيزم، ولي نوشتن اينقدرا هم كه فكر مي كني بد نيست.
    اميدوارم زود به زود اينجا رو آپ كني و مثل من يه موقع هايي تنبلي نكني

  3. من واقعا لذت مى‌برم از اينکه تو دست به نوشتن بردى! فکر کنم پيام از خوشحالى کل وزارت نير رو شيرينى بده. البته از همين‌جا ياد آور مى‌شم که مى‌بايست اين شيرينى به اداره ما هم برسه!
    ايشالله شيرينى تافل ات رو بخوريم، بعد بورس، بعد بچه، همين‌جور بگير برو تا الى ماشاءالله

    • ممنون از لطف همه شما من اگه شماها رو نداشتم چیکار میکردم
      ایشالله همیشه شیرین کام باشی (باشه حتما)


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Categories

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.